در روايات وارده از حضرات معصومين عليهم السلام، بارها به اين نکته تصريح شده است که براي قرآن شريف، در وراي ظاهر نوراني آن، بطنهايي وجود دارد. رسيدن به باطن قرآن و درک مفاهيم عاليه آن جز با استفاده از محضر پر خير و برکت اهلبيت عصمت و طهارت و همچنين رعايت طهارت و پاکيزگي باطني خود غير ممکن است.
تفسير قرآن کريم که در حقيقت بيان شرح و توضيح پيرامون ظواهر آيات است تنها بر عهده علماء رباني که در محضر و مکتب ائمه معصومين عليهم السلام تلمذ کردهاند با رعايت اصول تفسير و دوري از تفسير به رأي و ميل شخصي ممکن است. اما تأويل آيات و بيان مصاديق خاص براي آنها تنها بر عهده پيامبر مکرم اسلام و اهلبيت گرامي آن حضرت ميباشد و ديگران اجازه تأويل آيات به خلاف معاني ظاهري آنها را ندارند.
در بيان تأويل آيه 30 سوره مبارکه ملک اينچنين روايت شده است:
« قُل أرءيتم إن اصبحَ ماءوکم غوراً فمن يأتيکم بماءٍ معين »
(بگو بنگريد که اگر آب که مايه زندگاني شماست، صبحگاهي همه به زمين فرو رود کيست (به جز خداوند) که باز براي شما آب گوارا پديد آورد؟)
· حضرت امام باقر عليه السلام ميفرمايند: اين آيه درباره امامي نازل شده است که قيام به عدل الهي ميکند (حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه) ميگويد: اگر امام شما پنهان گردد و نميدانيد کجاست، چه کسي براي شما امامي ميفرستد که اخبار آسمانها و زمين و حلال و حرام خدا را براي شما شرح دهد؟ سپس فرمودند: به خدا سوگند تأويل اين آيه نيامد و خواهد آمد.۱
· از حضرت موسي بن جعفر عليه السلام درباره معناي آيه پرسيدند، حضرت فرمودند: معناي آن اين است که هرگاه مفقود نموديد امام خود را، و از نظر شما غائب و پنهان گرديد و مشاهده جمال او ننموديد، چه کسي به سوي شما امام و پيشوائي آورد؟۲
· همچنين حضرت رضا عليه السلام در اينباره فرمودند: ائمه ابواب و درهايي هستند ميان خداوند و مخلوقاتش، و آب در اين آيه علم و دانش امام است. و مقصود آن است اگر شما مردم صبح نموديد و امام خود را در پس پرده غيبت مشاهده کرديد، کيست که علم و دانش امام را به سوي شما آورد؟ و چه کسي امام جديدي به مانند امام غائب به سوي شما ميفرستد؟۳
· ابن بابويه ذيل آيه فوق از عمار ياسر روايت کرده، گفت: در رکاب پيغمبر صلي الله عليه و آله به جهاد رفته بودم. اميرالمومنين علي عليهالسلام، جمعي از کفار را به قتل رسانيد. حضور پيامبر عرض کردم: اي رسول خدا، اميرالمومنين آنطوري که سزاوار بود در راه خدا جهاد کرد. فرمودند: اي عمار! علي از من و من از علي هستم. او وارث علم و قاضي دين من است. اگر علي نبود مومن محض و خالص، شناخته نميشد. بعد از من، جنگ با او، جنگ با من است و دشمني با او دشمني با من است و دشمني با من دشمني با خداست. تسليم او تسليم من، و تسليم من تسليم با خداست. او پدر دو سبط من است و ائمه معصومين از صلب علي است و مهدي اين امت از فرزندان علي است. عرض کردم: فدايت گردم، مهدي کيست؟ فرمودند: اي عمار! خداوند با من عهد فرموده که بيرون آورد از صلب حسين فرزندم، نه امام و نهمي آنها از نظر مردم غائب ميشود چنانکه خداوند ميفرمايد:
« قُل أرءيتم إن اصبحَ ماءوکم غوراً فمن يأتيکم بماءٍ معين »
غيبت او طولاني است، بر ميگردند از آن حضرت طايفهاي و ثابت و برقرار ميمانند بر حضرتش طايفهاي ديگر از مردم در آخرالزمان. خارج و ظاهر گردد و دنيا را پر از عدل و داد کند، پس از آنکه مملو از جور و ستم بوده و جهاد ميکند بر تأويل قرآن. چنانکه من جهاد نمودم بر تنزيل قرآن. نام او نام من است و شباهت تام به من دارد. اي عمار! به همين زوديها پس از من فتنههايي برپا شود. هرگاه فتنهاي برخاست، از علي پيروي کن. علي با حق است و حق با علي ... .۴
خداوندا به حق مولاي ما، حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام، در ظهور امام غائب از نظر ما تعجيل فرما، چه آنکه خود فرمودهاي که جز تو کسي را ياراي آن ندارد که امام ما را به ما برساند.
هميشه به ياد خدا باشيم.
والسلام